خرید بک لینک

دكتر تژا ميرفخرايی، پژوهشگر و مدرس ارتباطات:

«اگر مارکسیستxadها رسانهxadها را ابزاری فرض میxadکردند که به وسیله طبقه حاکم برای حفظ روابط موجود تولید و استحکام سلطه آنها به کار میxadرفت؛ لیبرالیسم تکثرگرا در اساس با مفهومxadپردازی مارکسیستxadها درباره ذات قدرت و کنترل در جامعه مخالف بود. برای اندیشهxadهای تکثرگرایانه لیبرال، قدرت در دست یک اقلیت قدرتمند تمرکز نیافته تا آنها با استفاده انحصاری از رسانهxadهای جمعی کنترل ایدئولوژیک خود را بر اکثریت بدون قدرت بسط دهند؛ بلکه تکثرگرایان را اعتقاد بر اين است که قدرت در جوامع امروزین در دست گروهxadهای مختلف پخش شده است که رسانهxadهای اصلی جامعه نظرها و دیدگاهxadهای متفاوت آنها را منعکس میxadنمایند؛ به عبارت سادهxadتر، آنها به این دلیل که در جوامع امروزین قدرت در دست گروه خاص متمرکز نیست، بلکه در بین گروهxadهای مختلف با منافع گاه متعارض پخش شده است، با درک ابزاری مارکسیستxadها از رسانهxadهای جمعی در رابطه با نشر و بسط ایدئولوژی حاکم، مخالف هستند و رسانهxadها را منعکسxadکننده همه این نظرها و منافع مختلف قلمداد میxadکردند.

تفاوتxadهای دو مفهوم «عموم مردم» و «تودهxadها» را باید درک کرد؛ به عبارت دیگر، سؤال اصلی این است که مخاطب را چگونه باید مفهومxadپردازی کرد؛ عموم یا توده؟ هربرت بلومر در سال 1939 سعی کرد تا مفهوم توده را در رابطه با زندگی اجتماعی از طریق تضاد آن با واژهxadهای دیگر مانند: گروه، انبوه مردم و عموم مردم توضیح دهد. از نگاه بلومر،

  • در یک گروه کوچک، تمامی اعضا یکدیگر را میxadشناسند؛ به عضویت مشترک خود و سایرین در گروه آگاه هستند؛ ارزشxadهای مشترک دارند؛ روابط آنها با یکدیگر از ساختارهای مشابه پیروی میxadکند؛ و تعامل آنها با یکدیگر برای رسیدن به اهداف معین پیگیری می شود.
  • انبوه البته از گروه بزرگxadتر است، اما شکلxadگیری آن همچنان محدود است به یک فضا و جغرافیای خاص و زمان معین. انبوه در یک لحظه مشخص زمانی و در یک مکان معین شکل میxadگیرد و هرگز هم تکرار نمیxadشود؛ برای مثال، تماشاگران یک سانس سینما را تصور کنید: هیچ رابطه مشخص بین اعضا_ بهxadکارگیری واژه اعضا شاید غلط باشد_ وجود ندارد؛ مگر یک هدف بیرونی مانند تماشای فيلم. گرچه ممکن است در مرکز هر انبوه، گروه معین قرار داشته باشند، اما انبوه شکل گرفته غیر قابل تکرار است و به همین دلیل پلیس هرگز به دنبال انبوه شکل گرفته معترض نمیxadرود، بلکه اعضای گروه رهبریxadکننده را دستگیر و انبوه را متفرق میxadسازد؛ چرا که احساس می کند که میان این انبوه مردم هیچ رابطه مشخص و معین مگر آن هدف برای مثال، اعتراضی در اين لحظه مشخص وجود ندارد و تکرار شدن آن نيز تنها وابسته به گروه پیشروست.
  • اما عموم مردم به طور معمول، گستردهxadتر است و تعدادی زیاد از افراد را دربر میxadگيرد. عموم «پخش» است و بر عکس انبوه در یک مکان مشخص قرار ندارد، بلکه میxadتواند در آن واحد در مکان های مختلف قرار داشته باشد. عموم در رابطه با یک موضوع، مبحث یا مسأله اجتماعی یا سیاسی شکل میxadگیرد. این شکلxadگیری را تنها می توان در رابطه با منافع، ایده یا نظر یا موضع سیاسی _ اجتماعی خاص درک کرد؛ به عبارت سادهxadتر، فرایند شکلxadگیری عموم را باید در رابطه با فرایندهای دموکراتیک در یک جامعه تکثرگرایانه درک کرد. عموم بخش آگاه و مطلع جامعه است. در حقیقت مفهوم عموم واژهxadای بود که با شکلxadگیری جوامع سرمایهxadداری و اندیشه لیبرال دموکراتیک در رابطه تنگاتنگ است؛ به عبارت سادهxadتر، گسترش بورژوازی و احزاب وابسته به آن بود که نقطه آغاز شکل گیری مفهوم عموم را کلید زد.»

.....

پیxadنوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.hamshahritraining.ir/print-3856.aspx

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 19:57

صفحه بندی